زهرا جونزهرا جون، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

"زهرا" زیباترین هدیه خدا

از عروسي عمو مهدي تا اولين تكون دخترم

1392/7/17 15:29
نویسنده : مامانی
167 بازدید
اشتراک گذاری

سلام قشنگم

چطوری مامان؟

ببخشید دختر گلم یه هفته شده به وبلاگت سر نزدمناراحت

 

شنبه ساعتای ٣ و نیم شب رسیدیم اما تا امروز نتونستم به وبلاگت سر بزنم قول میدم جبران کنم

حالا بزار واست از این یه هفته بگم

چهارشنبه صبح راه افتادیم به طرف بیرجند شب حنابندون عمو مهدی بود خوش گذشت اما من خیلی خسته بودم.

فردا شبش هم عروسی بود یعنی پنجشنبه ١١ مهرتشویق

جمعه اول شب هم راه افتادیم به طرف مشهد ونصف شب رسیدیم.

اینقدر خسته بودم که تا دو روز نتونستم خودم رو جمع و جور کنم.

یکشنبه با مادرجون رفتیم پاساژ خسروی اما چون شهادت امام جواد(ع) بود بسته بود رفتیم فروشگاه پارچه عاقبتی و ملحفه ای های تشک وبالشتت رو خریدیم.یه پارچه صورتی با طرح دخترونه روش کلی دختر ناز هست.مادرجون از اون پارچه ٣ متر گرفت که شد ٣٠٠٠٠ تومن.

دوشنبه مادرجون روضه داشت و سفره امام حسن(ع) بعد از روضه خاله فخرالنساء زنگ زد من گوشی رو برداشتم از حال تو و تکون خوردنهات پرسید منم گفتم تو اصلا تکون نخوردی اون گفت اولین تکونها مثل نبض قوی و پشت سرهم تو یکی از پهلوهام احساس میشه.

اونوقت بود که یادم اومد دیروزش یه همچین احساسی کردم نمیدونی چقدر خوشحال شدم که بالاخره تکون خوردی.هورا

پس اولین تکون دخترم شد یکشنبه ١٤ مهر ١٣٩٢ در ١٩ هفته و ٦ روزه گی.

چند وقته روی اسم نغمه واست فکر میکنم چون هم به اسمم میاد هم خواسته ی بابا ابراهیمت برای اسم جدید اجابت میشه. راما باباجون انگار این اسم رو هم جدید تلقی نمیکنه.راستش رو بخوای خودمم فقط بخاطر هم آهنگ بودنش با اسم خودم انتخابش کردم از معنیش زیاد خوشم نیومد،چون به معنی آهنگ و آوازه که خیلی خوشایندم نیست.

بابایی اسمهای آرمیتا،هستی،ستایش،آناهیتا و این جور چیزها رو میگه که من دوست ندارم.

امروز که داشتم وب رو بالا و پایین میکردم چشمم به اسم "مرسانا" افتاد به معنی "هدیه خدا" که ریشه اش عبریه.

هم آهنگش قشنگه هم شیکه و هم معنی زیبایی داره اما از نظر سنگینی و وقار یه کم شک دارم و میدونم مادرجونی بفهمه کلی تعجب میکنه که چطور از فاطمه و زهرا رسیدم به مرسانا.

اما حداقل معنی و مفهوم کامل و قشنگی داره.البته هنوز به بابا ابراهیم هم نگفتم. تا نظر ایشون چی باشه.

الان که دارم این نوشته ها رو تایپ میکنم تو صدامو میشنوی عزیزم پس واسه مامانت دعا کن دخترم دعا کن بتونم اسم خوبی واست انتخاب کنم.

امروز تو وب دیدم نوشته بود انسانها اون دنیا با اسامیشون خطاب میشن و کلی از اسم فاطمه و زهرا تعریف کرده بود کاش اینقدر تو فامیل فاطمه و زهرا نداشتیم.

با خودم بدجوری درگیرم انگار بین خواسته ی دلم و واقعیت خیلی فاصله است. دلم اسم فاطمه یا زهرا رو میخواد و واقعیت اینه که نباید یعنی نمیشه که این اسمها رو بزارم. کاش میشد خودم رو قانع کنم.

الان ٢٠ هفته و دو روزته نازنینم ولی هنوز اسم نداری خودت دست به دعا بردار و برای مامانت دعا کن.

راستی تنبل خانوم سه روز شده منتظرم که یکبار دیگه تکون بخوری اما هنوز تکون نخوردی مامانی رو زیاد منتظر نزاری ها...ماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)